| آیات و روايات و ازدواج موقت | |
|
ـ آیه ۲۴ سوره نساء:
«... و زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید. و بر شما گناهی نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید). مسلما خداوند دانای حکیم است».(نساء ۲۴ ـ ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند).
ـ روایاتی درباره ازدواج موقت: امام صادق (عليه السلام) فرمود: « درباره متعه، هم قرآن دلالت بر آن دارد و هم سنت رسول الله (صلیالله عليه وآله)».( تفسير صافى ، ج 1 ، ص 439 به نقل از كافى). امام باقر (عليه السلام) فرمود: « همواره على (عليه السلام) میفرمود: لولا ما سبقنى به بن الخطاب ما زنى الا شفى (شقى) (همان منبع) اگر عمر متعه را تحريم نمى كرد هيچ فردى دچار زنا نمىشد مگر افراد كمى (افرد شقى و بدبخت )». ابو حنيفه از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد: آيا متعه نساء صحيح است ؟ فقال: سبحان الله اما تقرأ كتاب الله « فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضة » فقال ابو حنيفة والله لكأنها آية لم أقرأها قط.(همان منبع، ص 440) امام صادق به او فرمود: « آيا اين آيه « فما استمتعتم…» را نخوانده اى ؟ ابو حنيفه گفت: والله مثل اينكه هنوز من اين آيه را نخوانده بودم. عقيده گروهى از صحابه راجع به شأن نزول آيه مذكور از بين صحابه پيامبر (صلیالله عليه وآله) افرادى مانند ابن عباس، أبى بن كعب وعبدالله بن مسعود و جابر بن عبدالله انصارى و حبيب بن ابى ثابت و سعيد بن جبير گفته اند: « اين آيه در مورد متعه نازل شده است ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) احمد بن حنبل در مسندش جلد 4، صفحه 436، ابو جعفر طبرى در تفسيرش جلد 5 صفحه 9 و ابوبكر جصاص حنفى در احكام القرآن جلد 2، صفحه 178 وابوبكر بيهقى در السنن الكبرى جلد 7 صفحه 205 و محمد بن عمر زمخشرى در كشاف جلد 1، صفحه 360 وابوبكر بن سعدون قرطبى در تفسير جامع احكام القرآن جلد 5 صفحه 13 و فخر رازى در مفاتيح الغيب جلد 3 صفحه 267 و ديگران بر نزول آيه مذكور در مورد متعه تأكيد كرده اند. اگر كسى ادعا كند كه آيه مذكور به واسطه سنت، نسخ شده است، اولاً جواب داده میشود كه آيه قرآن قابل نسخ شدن با خبر واحد نيست و ثانياً عمران بن حصين گفته است: خداى متعال دستور متعه را نازل كرده است و آن را نسخ نكرده و پيامبر (صلیالله عليه وآله) ما را به متعه امر میكرد و هيچ موقع از آن نهى نكرد سپس مردى (عمر) با رأى خودش آن را ممنوع اعلام كرد. خليفه دوم نيز كه متعه را ممنوع كرد، ادعا نكرد كه متعه نسخ شده است زيرا به وفور از عمر نقل شده است كه بالاى منبر میگفت: « متعتان كانتا على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة الحج و متعة النساء ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) دو گونه متعه در زمان رسول خدا رواج داشت كه من آن دو را ممنوع میكنم و هر كس آنها را انجام دهد عقاب مى كنم 1 ـ متعه حج 2 ـ متعه نساء در نقل ديگرى آمده است كه عمر گفت: ايها الناس ثلاث كنّ على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهن و أحرمهن وأعاقب عليهن متعة النساء و متعة الحج وحى على خير العمل.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) اى مردم سه چيز در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى من آنها را حرام اعلام میكنم و بر آنها عقاب میكنم 1 ـ متعه نساء 2 ـ متعه حج 3 ـ گفتن حى على خير العمل در اذان. از جمله كسانى كه منكر تحريم متعه هستند: 1 ـ اميرمؤمنان على (عليه السلام): طبرى در تفسيرش نقل كرده كه على (عليه السلام) فرمود: « لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقى: اگر عمر متعه را ممنوع نمیكرد هيچ كس جز افراد بدبخت دچار زنا نمىشد ».(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) 2 ـ عبدالله بن عمر: امام احمد در مسندش روايت كرده كه از ابن عمر درباره متعه سؤال كردند ايشان گفت: در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى بر پيامبر (صلیالله عليه وآله) دروغ بستند.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) 3 ـ عبدالله بن مسعود: بخارى از او نقل مى كند كه گفت: ما با پيامبر (صلیالله عليه وآله) در غزوه اى بوديم متعه را تجويز كرد و اين آيه را قرائت فرمود: يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين. اى مؤمنان آنچه را كه خدا حلال كرده بر خود حرام نكنيد.(همان منبع، به نقل از صحيح بخارى، ج 7، كتاب نكاح باب 8 حديث 3 ) 4 ـ عمران بن حصين به نقل از صحيح بخارى جلد 6 ص 27. 5 ـ جابر بن عبدالله و مسلمة بن الأكوع به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129. 6 ـ ابن عباس به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129. 7 ـ ابى نظره میگويد به جابر گفتم كه عبدالله به زبير از متعه نهى میكرد و ابن عباس به آن امر میكرد جابر گفت: ما زمان رسول خدا (صلیالله عليه وآله)و زمان ابوبكر متعه میكرديم وقتى كه عمر حاكم شد آن را منع كرد. توضيح و تكميل : 1 ـ ظاهراً عمر به اجتهاد خودش متعه را نپسنديده لذا آن را ممنوع كرده و از موقعيت سياسى خود در اين امر استفاده كرده است. 2 ـ اينكه شيعه متعه را جائز میداند بدين معنا نيست كه متعه هيچ قانون و حساب و كتابى نداشته باشد بلكه متعه مانند عقد نكاح دائم احتياج به عقد و ديگر شرائط دارد و بايد قانونمند باشد. منبع: www.al-shia.com ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مردی از اهل شام درباره متعه از فرزند عمر سوال کرد، و او گفت حلال است. شامی گفت پدرت آن را تحریم کرده است و پسر عمر گفت: پدرم تحریم کرده لکن پیامبر آنرا تجویز نموده است و من نمیتوانم سنت پیامبر را رها کنم و پیرو پدرم باشم. (جامع المدارک فی شرح مختصرالنافع، سید احمد خوانساری، ج ۴، ص ۲۸۹، قم، مکتبة اسماعیلیان به نقل از سنن ترمذی کتاب الحج، ـ باب ما جاء فی المتمتع و مسند احمد، ج ۴، ص ۴۳۶). علی بن یقطین گوید که از امام موسی کاظم (ع) در مورد مُتعه پرسیدم، فرمود: «تو با متعه چکار داری؟ خداوند تو را از آن بینیاز ساخته است». (منظور امام متاهل بودن راوی بوده است.)(فروغ کافی.) منبع واسطه: کتاب دورنمای حقوقی ازدواج موقت، نوشته اسماعیل هادی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ۳۷۱، بخش سابقه حقوقی. نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385. ی | |
| | فهرست مطالب | بالاي صفحه | صفحه قبل | |