تبليغاتX
بهگرد، فرهنگ دين جامعه بهداشت ازدواج - آیین برتر و هزینه کمتر
بنام آفريدگار مردم، مالک مردم، پادشاه مردم و معبود مردم که شريکي براي او نيست.
« راستي برنده‌ ترين شمشير است.
(سخني منسوب به پيامبر اسلام). »
آیین برتر و هزینه کمتر

در زمينه‌هاي گوناگون مانند مسائل صنعتي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، نظامي، پزشکي و غيره يکي از نکات مهي که براي راه حل مسائل آن در نظر گرقته مي‌شود عوارض و هزينه آن مي‌باشد و يکي از خدمات دانش بشر راه‌هاي کم شدن اين زيان‌ها و هزينه‌ها بوده است. البته منظور آن نيست که خانه‌هاي امروزي ارزانتر از خانه‌هاي کاهگلي گذشته است، بلکه منظور، عوارض يا هزينه کمتر يک چيز متناسب با کارايي و کيفيت آن است.
زماني که مي‌خواستند اهام ثلاثه را بسازند براي جابجايي آن سنگ‌هاي عظيم از برده‌هاي بسياري استفاده کردند که چه بسيار جان باختند. اما امروزه ابزارها و ماشين‌ها، جاي انسانها را براي جابجايي مصالح ساختماني گرفته است، و نسبت به آنزمان چه کم جان خود را از دست مي‌دهند. اگر در گذشته براي برخي از بيماريها يا درمانهاي پزشکي، بيمار درد و رنج قابل توجهي را متحمل مي‌شد، اما با پيشرفت دانش و کشف يا اختراع داروهاي بيحس کننده و بيهوشي کمک بسياري به از بين بردن درد بسياري از بيماري‌ها و درمان‌ها شده است. اگر در گذشته روشهاي مقابله با سرطان خود عوارضي جانبي هرچند موقتي بدنبال داشت و نتيجه‌اي کمتر، اما امروزه دانش بشري به درمانهايي با عوارض کمتر و نتيجه‌اي موثرتر رسيده است، و حتي در زمينه برنامه‌هاي اقتصادي و صنعتي و غيره هم پيشرفت دانش در کم شدن هزينه‌ها موثر بوده است، يک فرد يا شرکت ممکن است چيزي را با هزينه بالا بسازد و فرد يا شرکتي ديگر با همان کيفيت اما با هزينه‌اي کمتر آن کار را انجام دهد. کدام يک به صرفه‌تر و بهتر است و کدام يک نشان از پيشرفته‌تر و حرفه‌اي‌تر بودن آن برنامه يا روش کار دارد؟
بنابراين يکي از ويژگيهاي مهم يک روش، برنامه و حتي آيين متعاليتر، کمتر بودن زيان و هزينه آن نسبت به ديگر روشهاست. جهاد يا مبارزه نيز کم و بيش هزينه‌هايي دارد و هرچه مبارزه‌اي متعالي‌تر نه تنها درست‌تر و بحق‌تر بلکه هزينه آن خصوصا هزينه انساني آن کمتر است.

در گذر تاريخ به نمونه‌هايي از نبردهايي بي‌نظير مي‌رسيم که قهرمانانشان با ياري خداوند با کمترين کشته و حتي بدون کشته به پيروزي رسيده‌اند:

داوود پيامبر، آنگاه که سپاه او در برابر سپاه طالوت (پادشاه وقت و پدر زن داود) صف مي‌کشد، شب‌هنگام داود به خوابگاه طالوت رفته و شمشير (يا سلاح) او را هنگام خوابش برداشته و بي‌آنکه او بکشد باز مي‌گردد. فرداي آنشب شمشير (يا سلاح) طالوت را به يکي از سربازانش داده تا آنرا براي طالوت ببرد. مي‌گويند پادشاه با ديدن سلاحش چنان تحت تاثير قرار مي‌گيرد که پادشاهيش را رها و سر به بيابان مي‌گذارد. و بدين‌سان داود در آن مبارزه بي‌آنکه خوني بريزد و از جان کسي هزينه کند به پادشاهي ميرسد. اين است نمونه‌اي از يک آيين و جهادي خارق‌العاده، و قدرتمندتر از آنکه پس از ريختن خونهاي بسيار به پيروزي مي‌رسيد.

تاريخ بزرگاني چون کورش (که برخي او را همان ذوالقرنين قرآن مي‌نامند) نيز به ياد دارد که پس از پيروزيش بر دشمن، حتي فرمانرواي آنها را احترام مي‌کرد و انتقام نمي‌گرفت.

بر اساس گزارشهاي تاريخ در همه جنگهاي پيامبر اسلام در حدود هزار نفر کشته شدند. با توجه به فهم و دانش کم و خوي راحت‌کُشي عربهاي خشن و سوسمارخور آنزمان که گاه افتخارشان به برادرکشي بود و جنگ و کشتار عادتشان و شمشير، زبانشان، و مقايسه آن با فرهنگ و تمدن انسانهاي امروز که فهم و دانشي بيشتر و خشونتي کمتر دارند و رقيق‌القلب‌تر شده‌اند (بدليل کم شدن شکنجه و حکم اعدام در سير تاريخ کشورها و بدلايل ديگر)، آيا اينگونه نبود که اگر پيامبر اسلام همان آيين را در ميان مردمان امروز بجاي مردمان آنروز گسترشش ميداد عوارض و هزينه جاني آن يا شمار زخميها و کشته‌هاي آن بسيار کمتر بود؟
آنهم توسط پيامبري که وقتي از معبري مي‌گذشت، فردي از بالاي خانه‌اش خاکستر بر سرش مي‌ريخت و پيامبر گذشت مي‌کرد، و روزي که پيامبر از آنجا مي‌گذرد و آن فرد نمي‌آيد و خاکستر بر سرش نميريزد، جوياي او مي‌شود و چون مي‌شنود که بيمار شده است پس پيامبر به عيادت او مي‌رود.
پيامبري که آيين اسلام را سالها بدون شمشير در مکه آغاز کرد و رنجها را خود و يارانش تحمل کردند، تا آنجايي که کفار شکنجه کرده و قصد جانشان را کردند و کشتند، آنگاه دست به هجرت زدند، اما پس از افزايش شمار مسلمان‌ها و به قدرت رسيدنشان در مدينه در راه بازگشت به ديارشان، آنگاه که سران مکه، جمعيت مسلمانان را ديدند و متوجه شدند که توان رويارويي با آنها را ندارند، با ورود آنها موافقت مي‌کنند و پيامبر به همراه يارانش مکه را بدون جنگ و خونريزي فتح کردند. اما همانگونه که وعده داده بود به دشمنان گذشته‌اش چون ابوسفيان که از سران مکه بود امان داد و دست به شکنجه و قتل عام آنها نزد، که نه تنها وعده‌اش خدعه و نيرنگي براي پيروزي نبود بلکه براي اعتراف‌گيري و درس عبرت دادن به ديگران و انتقام کشي هم دست به چنان کارهايي نزد. واضح است که اگر سران مکه با ورود آنها مخالفت مي‌کردند يا پيامبر بدنبال کشتار و انتقام‌کشي بود، چه بسا بين آنها مبارزه‌اي خونين در ميگرفت. پيامبري که قرآن علت گرويدن ديگران به او را در خواست خدا و خُلق او مي‌داند نه در سرمايه اقتصادي و ابزار حکومتي و شمشير او. اگر او همان آيين را در ميان مردمان متمدن‌تر و رقيق‌القلب‌تر امروز بجاي مردمان صحراگرد و راحت‌کُش آنروز گسترش ميداد آيا هزينه جاني آن يا شمار زخمي‌ها و کشته‌هاي آن بسيار کمتر نبود؟

اما همه چون طالوت و ابوسفيان نيستند که دست از جنگ بکشند و هميشه هم آنگونه نبوده است که مبارزه بي‌هزينه باشد و حتي گاه بيش از حد، منتظر کم شدن هزينه بودن خود موجب هزينه بيشتر ميشود. جنگ نهروان از آنگونه جنگها بود که هزينه انساني بدنبال داشت، جنگي بين سپاه علي و سپاه معروف به خوارج. در آنزمان سپاهيان عرب بلحاظ پيروزيهاي بسياري که در لشگرکشيهايشان به ساير کشورها داشتند از قويترين ارتشهاي جهان بحساب مي‌آمدند، و در اين ميان يکي از قدرتمندترين و مهيب‌ترين بخشهاي آنرا سپاه خوارج تشکيل ميداد، از عوامل اين قدرت، ايمان محکم آنها به دين و نترسيدنشان از مرگ بود که شهامت و جسارت آنها را در جنگ فزون مي‌بخشيد، خوارجي که برخي از آنها در عبادت چنان بودند که بر پيشانيشان آثار سجده‌هاي بسيار نمايان و خشونت برخي از آنها بحدي بود که گاه زني را بخاطر رعايت نکردن حجاب ميکشتند، شعار «لا حکم الا لله» آنها (که بخشي از آيات قرآن است) وحشتي بر دل بسياري مي‌انداخت و کمتر کسي جرأت رويارويي با آنها را داشت. سپاهي بسيار کوبنده که شايد مي‌توانست سپاه علي را هم متلاشي کند.
اما چه شد که در آنروز نبرد، سپاه خوارج در هم شکست؟ راز آن نه تنها در شمشير علي و يارانش که در گفتار او بود. مي‌گويند پيش از آغاز جنگ سخنان علي با خوارج که بر اساس و دلايل يک دين مشترک بود چنان تاثيري بر جنگجويان خوارج گذاشت که بيش از نيمي از سپاه خوارج يا از جنگ با علي منصرف شدند و يا به سپاه او پيوستند. هر چند که سخنان علي نتوانست همه آنها را متقاعد کند تا از زورگويي و خشونت و کشتار بپرهيزند، اما ديگر شمار و توان بازماندگان خوارج به حدي نبود تا پيروز ميدان باشند. و اينچنين بود که يکي از مخوف‌ترين و خطرناکترين سپاهيان عرب درهم شکست. و بدين‌گونه گفتار علي نه تنها باعث پيروزي بلکه در کم شدن شمار زخميها و کشته‌هاي دوطرف و کم شدن هزينه انساني، بسيار موثر بود.

و باز آن امامي که چون يک عرب خشمگين به او دشنام مي‌دهد، امام در پاسخش دليل عصبانيتش را از او مي‌پرسد و نيازهاي او را جويا مي‌شود تا ياريش کند که اين کار امام، آن عرب را متاثر و پشيمان مي‌کند. آيا چنين روشي که قلب‌ ناسزاگو را با ملايمت و گذشت درمي‌نوردد زيان و هزينه کمتري دارد يا سياستي که سينه معترض را با تير و شکنجه مي‌درد؟ و کدام آيين توانمندتر است و کدام يک الهي‌تر؟ و براستي اگر اسلام دين محبوب شماست به کدامين ويژگيها شيفته آن گشته‌ايد؟

و جناب موسي صدر در زمانه ما که که ملايمت و فهم مردم امروز بيش از مردمان زمانه آغاز اسلام است، براي گسترش اسلام شيعه در لبنان از چه منشي استفاده کرد و چه تعداد در آن راه کشته شدند؟
و چه بسيار زنان و مردان بزرگي که توانستند با هزينه و عوارضي کمتر کاري را به نتيجه برسانند.
اگر آنها امام يا پيشوا بودند، آيا بيان سرگذشت زندگيشان صرفا براي شعار دادن و افتخارکردن است يا در اصل براي الگوبرداري و پيروي از آنهاست؟

امروزه در برخي از زندانهاي کشورهاي پيشرفته يا مسيحي، بکمک روانپزشکي و غيره و با روشي ملايم سعي در اصلاح و بازسازي علل و ريشه مشکلات زنداني دارند. رفتاري که شايد زنداني به عمر خود هم تجربه نکرده باشد. کاري که به رفتار مسيح و همان پيشوايان مذکور با ناسزاگو بيشتر شبيه است تا خورد کردن جسم و جان زنداني که اگر فرصت و اميدي هم بود از کف برود.
با توجه به افزايش درک و دانش و کم شدن خشونت بشر در سير تاريخ، اميد است که فرهنگ و تمدن بشري به جايي برسد که مشکلاتشان را ديگر با حق‌کشي و نيرنگ و سلاح و جنگ و کشتار حل نکنند. مگر نه اين است که بسياري از خشم‌ها و عصبيتها گرفته تا حق‌کشي‌ها و غيره که در گذشته منجر به خشونت‌ها و کشتارها ميشد، امروزه با پيشرفت دانش‌ بشر همانند علوم تربيتي، روانشناسي، جامعه‌شناسي، حقوق، هنر، ورزش و تغذيه و علوم ديگر بدون آن کشتارها و آسيب‌ها و هزينه‌هاي انساني حل ميشود. آيا آيين الهي که برگرفته از دانش الهي است کمتر از دانش بشر است که هزينه آن بيشتر باشد؟. مگر نه اينست که بسياري از بچه‌ها هنگامي‌که کودکند حق هم را مي‌خورند و با هم دعوا مي‌کنند و آنگاه که بزرگ مي‌شوند و سطح فرهنگشان بالا مي‌رود، مي‌آموزند که چگونه رعايت حق يکديگر را بکنند و بدون خشونت مشکلاتشان را حل کنند، و آيا براستي همه ما بزرگ شده‌ايم؟! و همانگونه که بسياري از آنچه را که گذشتگان حق خود مي‌دانستند امروزه ستم مي‌خوانيم و بسياري از خشونت‌هاي گذشتگان را امروزه برنمي‌تابيم، پس چه بسا، مسائلي چون پايمال کردن حقوق يکديگر و روشهاي خشني که امروزه آسيب‌ها و هزينه‌هاي گزافي بدنبال دارد، و آنگاه که تمدن بشري آينده به تاريخ امروز بنگرد، آنرا نشان از عقب‌ماندگي فرهنگي ما بداند. همانگونه که در شعر حافظ، اين شاعر فراتر از زمان خود آمده است که: «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عُذر بنِه، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند».
همان‌سان که هرچه دانش و فنون بشري و هرچه روشي پيشرفته‌تر مي‌شود، زيان و هزينه آن کمتر است. پس هرچه روحي والاتر، و دين و روش و سياستي توانمندتر، زيان و هزينه آن نيز خصوصا از نوع انساني آن کمتر است و فراموش نکنيم که حساسيت قرآن درباره ارزش جان آدمي بحدي است که در سوره مائده، آيه ۳۲ (بترجمه آقاي محمد مهدي فولادوند) آمده است:
« از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را ـ جز به قصاص قتل، يا [به كيفر] فسادى در زمين ـ بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد. و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است. و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند، [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏روى مى‏كنند. »
جاني که خداوند به آدم داده است و خود مالک اوست را حق نداريم بي رضايت او از کسي بگيريم يا آسيب و آزاري به آن برسانيم که در آن صورت با حق خداي جهان و بندگانش درافتاده‌ايم.
اميد که پروردگار هستي بيش از پيش هدايت‌گرمان باشد.

يکشنبه 4 مرداد ۱۳۸۸ ـ Sun 26 Jul 2009
فهرست مطالب
  •  آيات و روايات:
  • اجباري در دين نيست،  شناخت افراد،  ازدواج موقت.
  •  داستانهايي از تاريخ:
  • بازاري و عابر،  مرد شامي و امام حسين،  شکايت از شوهر،  دوستيي که بريده شد،  اختيار دختر در انتخاب همسر.
  •  اسلام و معيارها:
  • هدف وسيله را توجيه نمي‌کند،  شکنجه،  آيين برتر و هزينه کمتر،  مخالفت با خواسته دشمن،  دروغ و دروغ‌گويي.
  •  ازدواج موقت:
  • چرا ازدواج موقت؟،  انتقادها و پاسخها،  احکام و قوانين،  از نگاه مرتضي مطهري،  اخبار و حوادث،  آمارها.
  •  بحث پاکي و نجاست:
  • دلايل طهارت اهل كتاب،  طهارت يا نجاست مشركان.
  •  بهداشت جنسي:
  • کاندوم چيست؟،  راهنمايي براي انتخابهاي جلوگيري از بارداري،  روش هاي جلوگيري از بارداري،  هشدار: موج سوم ايدز در راه است
    براي هرگونه كپي بخشي از نوشته هاي اين وبلاگ ذکر يکي از منابع آن
    و براي آن بخش که بدون منبع مي‌باشد ذکر آدرس اين وبلاگ لازم و ضروري است.