تبليغاتX
بهگرد، فرهنگ دين جامعه بهداشت ازدواج
بنام آفريدگار مردم، مالک مردم، پادشاه مردم و معبود مردم که شريکي براي او نيست.
« راستي برنده‌ ترين شمشير است.
(سخني منسوب به پيامبر اسلام). »
اجباری در دین نیست
* آیاتی از قرآن درباره اجباری نبودن دین:
(با ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند. بخش هایی که داخل [ کروشه ] آمده برای توضیح بیشتر توسط مترجم اضافه شده است. شماره ابتدای هر پاراگراف، شماره سوره مرتبط می‌باشد و آیاتی با شماره‌(سوره‌)های ۶ ـ ۱۵ و همچنین ۶ـ۴ـ۱۱ـ۷ـ ۱۷ـ و ۱۸ پس از ارسال اضافه شده‌اند).

۲ـ ما تو را بحق فرستاديم تا بشارتگر و بيم‏دهنده باشى و [لى] درباره دوزخيان از تو پرسشى نخواهد شد (سوره بقره آیه 119).
بگو آيا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‏كنيد با آنكه او پروردگار ما و پروردگار شماست و كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مى‏ورزيم (سوره بقره آیه 139).
در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (سوره بقره آیه 256).

۳ـ پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو من خود را تسليم خدا نموده‏ام و هر كه مرا پيروى كرده [نيز خود را تسليم خدا نموده است] و به كسانى كه اهل كتابند و به مشركان بگو آيا اسلام آورده‏ايد پس اگر اسلام آوردند قطعا هدايت ‏يافته‏اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهده توست و خداوند به [امور] بندگان بيناست (سوره آل عمران آیه 20).

۴ـ پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است (سوره نساء آيه 165).

۶ـ و اگر اعراض كردن آنان [از قرآن] بر تو گران است اگر مى‏توانى نقبى در زمين يا نردبانى در آسمان بجويى تا معجزه‏اى [ديگر] برايشان بياورى [پس چنين كن] و اگر خدا مى‏خواست قطعا آنان را بر هدايت گرد مى‏آورد پس زنهار از نادانان مباش (سوره انعام آیه 35).
و ما پيامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏فرستيم پس كسانى كه ايمان آورند و نيكوكارى كنند بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نخواهند شد (سوره انعام 6 آيه 48).
و چون ببينى كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مى‏روند از ايشان روى برتاب تا در سخنى غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت پس از توجه [ديگر] با قوم ستمكار منشين. و چيزى از حساب آنان [=ستمكاران] بر عهده كسانى كه پروا[ى خدا] دارند نيست ليكن تذكر دادن [لازم] است باشد كه [از استهزا] پرهيز كنند (سوره انعام آیات 69-68).

۷ـ بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مى‏دانستم قطعا خير بيشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسيبى نمى‏رسيد من جز بيم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مى‏آورند نيستم (سوره اعراف7 آيه 188).

۹ـ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏ شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است. پس اگر روى برتافتند بگو خدا مرا بس است هيچ معبودى جز او نيست بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است (سوره توبه آیات 129-128).

۱۱ـ يا [در باره قرآن] مى‏گويند آن را بربافته است بگو اگر آن را به دروغ سر هم كرده‏ام گناه من بر عهده خود من است و[لى] من از جرمى كه به من نسبت مى‏دهيد بركنارم (سوره هود آیه 35).

۱۶ـ و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى‏پرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمى‏شمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفه‏اى] است. و در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده‏اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است. اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمى‏كند و براى ايشان يارى‏كنندگانى نيست (سوره نحل آیات 37-36-35).

۱۷ـ هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است و هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد و ما تا پيامبرى برنينگيزيم به عذاب نمى‏پردازيم (سوره اسرا آیه 15).
و آن [قرآن] را به حق فرود آورديم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارت‏دهنده و بيم‏رسان نفرستاديم (سوره اسراء آيه 105).

۱۸ـ و پيامبران [خود] را جز بشارت‏دهنده و بيم‏رسان گسيل نمى‏داريم و كسانى كه كافر شده‏اند به باطل مجادله مى‏كنند تا به وسيله آن حق را پايمال گردانند و نشانه‏هاى من و آنچه را [بدان] بيم داده شده‏اند به ريشخند گرفتند (سوره كهف آيه 56).

۲۴ـ بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه] بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [ماموريتى] نيست (سوره نور آیه 54).

۲۵ـ و تو را جز بشارتگر و بيم‏دهنده نفرستاديم. بگو بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمى‏كنم جز اينكه هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پيش] گيرد. و بر آن زنده كه نمى‏ميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است (سوره فرقان آیات 58-57-56).

۲۷ـ و اينكه قرآن را بخوانم پس هر كه راه يابد تنها به سود خود راه يافته است و هر كه گمراه شود بگو من فقط از هشدار دهندگانم (سوره نمل آیه 92).

۲۸ـ و چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‏تابند و مى‏گويند كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماست‏سلام بر شما جوياى [مصاحبت] نادانان نيستيم. در حقيقت تو هر كه را دوست دارى نمى‏توانى راهنمايى كنى ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مى‏كند و او به راه‏يافتگان داناتر است (سوره قصص آیات 56-55).

۲۹ـ و اگر تكذيب كنيد قطعا امتهاى پيش از شما [هم] تكذيب كردند و بر پيامبر [خدا] جز ابلاغ آشكار [وظيفه‏اى] نيست (سوره عنکبوت آیه 18).

۳۴ـ بگو كيست كه شما را از آسمانها و زمين روزى مى‏دهد بگو خدا و در حقيقت ‏يا ما يا شما بر هدايت‏ يا گمراهى آشكاريم. بگو [شما] از آنچه ما مرتكب شده‏ايم بازخواست نخواهيد شد و [ما نيز] از آنچه شما انجام مى‏دهيد بازخواست نخواهيم شد. بگو پروردگارمان ما و شما را جمع خواهد كرد سپس ميان ما به حق داورى مى كند و اوست داور دانا (سوره سبا 26-25-24).

۳۹ـ ما اين كتاب را براى [رهبرى] مردم به حق بر تو فرو فرستاديم پس هر كس هدايت‏ شود به سود خود اوست و هر كس بيراهه رود تنها به زيان خودش گمراه مى‏شود و تو بر آنها وكيل نيستى (سوره زمر آیه 41).
خدا آفريدگار هر چيزى است و اوست كه بر هر چيز نگهبان است (سوره زمر آیه 62).

۵۳ـ كه هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد. و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (سوره نجم آیات 38-39).

۶۸ـ پروردگارت خود بهتر مى‏داند چه كسى از راه او منحرف شده و [هم] او به راه يافتگان داناتر است (سوره قلم آیه 7).
پس مرا با كسى كه اين گفتار را تكذيب مى‏كند واگذار به تدريج آنان را به گونه‏اى كه در نيابند [گريبان] خواهيم گرفت. و مهلتشان مى‏دهم زيرا تدبير من [سخت] استوار است(سوره قلم آیات 45-44).

۱۰۹ـ بگو اى كافران. آنچه مى‏پرستيد نمى‏پرستم. و آنچه مى‏پرستم شما نمى‏پرستيد. و نه آنچه پرستيديد من مى‏پرستم. و نه آنچه مى‏پرستم شما مى‏پرستيد. دين شما براى خودتان و دين من براى خودم (سوره كافرون آیات 1 تا پایان سوره).

و به گفته جناب حافظ
عیب رندان مکن ای زاهد پاکبزه سرشت ـ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را کوش ـ هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت.

(متن اصلی آیات از این قسمت برداشته شد).
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386
دروغ و دروغگویی
  * آیاتی از قرآن درباره دروغ:

(شماره ابتدای هر پاراگراف، شماره سوره مرتبط می‌باشد).

۱۰ (سوره يونس) ـ هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ (30).
۱۶ (سوره النحل) ـ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ(116) مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(117).
۲۶ (سوره الشعراء) ـ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ(221) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيم(222).
۲۹ (سوره العنکبوت) ـ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِين(3).
۴۵ (سوره الجاثیه) ـ وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيم(7).

* ترجمه آیات:

(ترجمه
آقای محمد مهدی فولادوند؛ بخش هایی که داخل [ کروشه ] آمده برای توضیح بیشتر توسط مترجم اضافه شده است).
۱۰ـ آنجاست كه هر كسى آنچه را از پيش فرستاده است مى‏آزمايد و به سوى خدا مولاى حقيقى خود بازگردانيده مى‏شوند و آنچه به دروغ برمى‏ساخته‏اند از دستشان به در مى‏رود (سوره يونس آیه 30).
۱۶ـ و براى آنچه زبان شما به دروغ مى‏پردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مى‏بندند رستگار نمى‏شوند؛ [ايشان راست] اندك بهره‏اى و[لى] عذابشان پر درد است (سوره نحل آیات 116-117).
۲۶ـ آيا به شما خبر دهم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‏شوند؟! بر هر دروغزن گناهكارى فرود مى‏آيند (سوره شعرا آیات 221-222).
۲۹ـ و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد (سوره عنکبوت آیه 3).
۴۵ـ واى بر هر دروغزن گناه‏پيشه (سوره جاثیه آیه 7).

* از علل دروغگویی و نتایج آن:

معمولا دروغ را یا برای سود مانند پول و مقام می‌گویند و یا برای جلوگیری از زیان، که بطور کل در هر دو مورد نادرست است؛ اما توقع هم نداشته باشیم فرزند یک خانواده از ترس تنبیهات خشن و سنگین و غلط پدر و مادر یا بزرگترها دروغ نگوید؛ و بطور کل تنبیهات سنگین تر از جرم و حتی بدون جرم، خود تاثیر در افزایش دروغگویی می‌گذارد.

در جوامعی که احکام یا قوانین آن متناسب با خواست اکثریت مردم نباشد و به زور به مردم تحمیل شود موجب می‌شود تا مردم جامعه خود را بیگانه با آن احکام یا قوانین و آنرا دست و پاگیر بدانند و بسیار یا بخش قابل توجهی از آنها برای دور زدن این مشکل به روشهایی چون رشوه دادن، پارتی بازی، تقلب، دروغ و دورویی و غیره روی آورند؛ و به این گونه سیستم های دیکتاتور مآب حتی بدون آنکه خود بدانند موجب گسترش آن موارد زیان بار در جامعه می‌شوند؛ اما در این میان نتیجه دروغگویی چه خواهد بود؟

چون در یک بستر راستی و راستگویی است که عیب ها و ایراد ها خود را بخوبی نشان داده و علت‌هایشان بهتر پدیدار می‌شود و چون دروغ باعث می‌شود تا در اجتماع عیب ها و ایرادها در پشت دروغ پنهان شوند؛ در نتیجه جوامعی که در آنها دروغ گسترش یابد دارای عیب و ایرادها و مشکلات حل نشده و شکست های بیشتری نسبت به جوامعی است که در آنها راستگویی بجای دروغگویی رواج دارد؛ یکی از عوامل جلو بودن کشورهای پیشرفته نسبت به کشورهای عقب مانده نیز همین است؛ یا به عبارت دیگر این یکی از دلایل مهمی است که جوامع آزاد و مردم‌سالار مانند جوامع دمکرات و فدرال از جوامعی با فرهنگ یا نظام زورگویی و دیکتاتوری (که به دلیلی که در بالا گفته شد موجب گسترش دروغ میشوند) پیشرفته ترند؛ توجه و رعایت کردن احکام اسلام که تاکید به اجباری نبودن دین از یک سو و راستگویی و پر هیز از دروغگویی از سوی دیگر دارد؛ از عوامل مهم سلامت و پیشرفت، و رعایت نکردن آنها تاثیر زیادی در بیماری و عقب ماندگی جوامع اسلامی می‌گذارد؛ روش دیکتاتورگونه برای حل مشکلات اجتماع مانند آب شور است برای رفع تشنگی.

دروغگو آنچه را که دلش می‌خواهد می‌گوید و آنگونه که صلاح می‌داند تفسیر می‌کند؛ و نه آنچه را که واقعاً اتفاق افتاده یا واقعیت دارد؛ و چون واقعیت را همانگونه که می‌خواهد بگوید، همانگونه هم به حافظه اش می‌سپارد و همانگونه هم می‌اندیشد به مرور هم توان حافظه اش کمتر از حالتی می‌شود که راستگو باشد و هم اندیشه منطقی‌اش را کم کم از دست می دهد؛ و در این سیر معکوس و وابسته گفتار، اندیشه، حافظه، پذیرفتن و دیدن، حتی از دروغ زیاد کار بجایی میرسد که نگاه حقیقت بین و واقعیت بین او نیز دگرگون شده و در برخی مواقع واقعیت و حقیقت را همانگونه که دلش می‌خواهد، می‌ببیند و می‌پذیرد و نه آنگونه که واقعا هست !!.

نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386
نمی‌توانم تا آخر عمر چشمم را ببندم
۲۵ ساله است، چهار سال پیش بیوه شده، درست از ۲۱ سالگی. حالا دو سالی است که ازدواج موقت را به ازدواج دائم ترجیح می‌دهد. وقتی دلیلش را می‌پرسم کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «از ازدواج دائم می‌ترسم، یاد دعواها و کشمکش ها و طلاق، یاد حرف های در و همسایه می‌افتم، ولی وقتی صیغه می‌شم دیگه دلهره بهم خوردنش و حرف های مردم رو ندارم.
۱۹ سالگی یک ازدواج دائم کرده که دو سال بیشتر دوام نیاورده. می‌گوید: «شوهرم شکاک بود» و به همین اکتفا می‌کند. دوست ندارد بیشتر توضیح دهد. انگار از یادآوری‌اش اذیت می‌شود. ترجیح می‌دهد از بعد از طلاق صحبت کند. دو سال را مجرد گذرانده، ولی ۲۳ سالگی را با ازدواج موقت شروع کرده. روز تولدش همسر موقت برادر همسایه شان شده برای شش ماه. مرد ۴۴ ساله ای که یک ازدواج ناموفق کرده و دو تا بچه دارد. پانصد هزار تومان مهریه اش می‌شود، همه مراسم با هماهنگی خانم همسایه دور از چشم خانواده‌اش برگزار می‌شود. می‌گوید: «پدر و مادرم اگر خبردار شن سرمو می‌برن، آخه پدرم اصلا نمی‌تونه بپذیره.» شش ماه که تمام می‌شود، صیغه فسخ شده، ولی هرچه برادر همسایه اصرار می‌کند، برای تمدیدش زیر بار نمی‌رود. وقتی می‌پرسم چرا؟ سرش را پائین می‌اندازد. کمی فکر می‌کند و بعد از چند ثانیه می گوید: « خب، یه خواست‌هایی داشت، من نمی‌تونستم برآورده‌اش کنم، به خاطر همین زیر بار نرفتم و خواستم فسخ بشه.»
بعد از آن باز هم چند وقتی مجرد بوده، اما الان چند ماهی از دومین ازدواج موقتش می‌گذرد. می‌گوید: «خب منم مثل هر زن دیگه ای به یه چیزهایی نیاز دارم. یه سری نیاز های معنوی، یه سری هم مادی. به خاطر یه بار شکست که نمی‌توانم تا آخر عمر چشمهامو رو نیازهام ببندم. خیلی هم اصرار دارم خلاف شرع عمل نکنم.»
شوهر سومش دوست برادرش است، اگرچه برادرش بی‌خبر است. مرد ۳۵ ساله است، تا بحال ازدواج نکرده و یک میلیون هم مهرش کرده برای شش ماه. این را که برایم تعریف می‌کند، می‌خندد و می‌گوید: «آخر این یکی پولدارتره، ولی می‌خواست با من دوست باشه، زیر بار صیغه نمی‌رفت. من ازش خواستم که حتما صیغه بخونیم، نمی‌خواستم کار خلاف شرع بکنم.»
«نمی‌ترسی برادرت یا خانواده‌ات بفهمن؟»
رنگ و رویش را می‌بازد. انگار همین الان خانواده‌ اش متوجه رازش شده اند! با لکنت می‌گوید: «چرا، خیلی.» مکثی می‌کند و می‌گوید: «اما کاشکی می‌فهمیدن من خلاف شرع نکردم!»

منبع:
هفته نامه چلچراغ / سال پنجم / شماره ۲۰۶ / شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵ / صفحه ۹.

نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386
ازدواج زیاد
* نظر ارسالی:خجالت بکش داری روسپیگری و فحشای مقدس راه میاندازی...اگر دختر خودت عصر بیاد خونه و بگه بابا جون امروز رفتم صیغه شدم تا یه هفته خوشحال میشی بی عقل؟؟؟
اگر فردا بری زنی بگیری و متوجه بشی زنت 60 با رصیغه این واون شده ، زندگی شیرینی خواهی داشته ؟؟؟؟ادم غیر طبیعی!!!!

* پاسخ:
البته این انتقاد مربوط به خردادماه بوده و نمیدانم هم اکنون نیز همین نظر را دارند یا نه ولی به هر رو نکاتی را در این باره می‌نویسم.

اگر فحشا و روسپیگری است دیگر چرا مقدس است و اگر مقدس است دیگر فحشا و روسپی‌گری چرا؟!
درباره روسپی‌گری و فحشا در نوشته های دیگر از وبلاگ نکاتی را بیان کرده ام؛ شرایط عده یا زمان بین دو ازدواج متوالی خود مانعی است بر روسپی‌گری؛ برای زنی صرف نمی‌کند که یکی دو روز با مردی آمیزش جنسی داشته باشد و بعد چهل و پنج روز عده نگه دارد و باز یکی دو روز با شخص دیگری؛ و اگر برای رفع این مشکل، زمان ازدواج موقت را به چند ماه افزایش دهد و با اضافه کردن زمان بین دو ازدواج، چند بار تا سن ازدواجی که منظور منتقد است می‌تواند ازدواج موقت نماید؟

از سوی دیگر این درست است که برخی از افراد طرفدار ازدواج موقت خودشان مخالف ازدواج موقت دختر یا خواهرشان می‌باشند ولی همه اینگونه نیستند؛ و توجه داشته باشیم که منع ازدواج موقت معمولا جلوی روابط جنسی را نمی‌گیرد بلکه شکل آنرا عوض می‌کند؛ و از نگاه من دختری که از همان سنی که نیاز به روابط جنسی دارد اگر به شکل درستی پاسخگوی آن شود سالمتر و متعالی تر از آن است که محرومیت آنرا بکشد یا بدتر از آن به انحراف جنسی کشیده شود.

نکته دیگر اینکه اگر شخصی قبلا چند ازدواج موقت داشته است آیا مناسب ازدواج است یا نه بستگی به سلیقه و دیدگاه طرف مقابل دارد؛ و فراموش نکنیم بانوانی که در روابط گذشته‌اشان خود را مقید یا پایبند احکام ازدواج موقت نموده اند معمولا پایبند قواعد ازدواج دائم نیز می‌مانند؛ گذشته از این، توجه به سایر ویژگیهای افراد هم مهم است؛ ممکن است دختری قبل از ازدواج دائمش چند بار ازدواج موقت داشته است اما در برخی از ویژگیهای شخصیتی؛ خصوصیاتی بالاتر از دختری داشته باشد که قبلا ازدواجی نداشته است.

و آنکه چرا این نگرانی برای بانوان بیان شده است نه برای آقایان؟؛ اگر شصت بار ازدواج برای بانویی ایراد دارد آیا برای آقایی ایراد نیست؟

دیگر آنکه صرف وجود آزادی دلیل بر استفاده زیاد و گوناگون نیست؛ آیا با وجود اینکه افراد می‌توانند در بانکهای گوناگون و بسیار حساب باز کنند یا هر روز خرید و فروش ماشین کنند . . . ؛ چند بار چنین می‌کنند؟ خصوصا که در ازدواج موقت شرط عده یا زمان بین دو ازدواج محدودیتی را ایجاد می‌کند که به نوعی از زیاده روی آن جلوگیری می‌نماید و از سوی دیگر فراموش نکنیم که خداوند خود در حال مدیریت جهان است نه ما؛ و به لحاظ پیوند عاطفیی که بنا بر آفرینش خداوند بین بسیاری از دخترها و پسرها ایجاد می‌شود شماری از روابط به ازدواج دائم می‌کشد؛ حتی با وجود اینکه امکان ازدواج متوالی برای آقایان بیش از بانوان وجود داشته است ولی می‌‌بینیم که بسیاری از آقایان تا پایان عمر پایبند به همان یک همسرشان هستند؛ بویژه اینکه به نظر می‌رسد دخترها بیش از پسرها خواهان ازدواج دائم و دلبسته خانواده هستند حتی بانوانی که در جهان به روسپی‌گری کشیده می‌شوند معمولا بنا بر خواسته قلبی‌شان نبوده و از روی فقر بدنبال این کار می‌روند؛ بنابراین اینگونه هم نیست که دختران بدنبال روابط جنسی بسیاری باشند و از این آزادی آنگونه استفاده کنند.

اما نکته مهمتر مسئله آزادی است؛ تصور کنید فرزندی که در یک خانواده پدر سالار زندگی می‌کند هربار که می‌خواهد در امور زندگیش مانند رشته تحصیلی و شغل و ازدواج وسایر موارد تصمیم بگیرد باید برای هر مورد مدتی زمان و انرژی بگذارد تا پدرش را متقاعد سازد؛ ولی آیا بهتر نیست فقط یکبار انرژی و وقتش را مصرف کند و آزادی و حق انتخاب خود را یکبار برای همیشه بدست آورد تا همه آن موارد یکجا حل شود؛ شاید بهتر بود در این مدت یک سال و چند ماهی که در این وبلاگ به دفاع از یک مورد ازدواج موقت پرداختم؛ به دفاع از آزادی می‌پرداختم.
آیا می‌توان مانع استفاده فردی از اتومبیلش بشویم به این دلیل که چون زیاد بدست دیگران میدهد و کارکرد آن زیاد میشود دیگر کمتر کسی آنرا می‌خرد؛ من و شما چکاره ایم تا به اختیارات افراد دخالت کنیم و آزادیی که خدا یا سنت و قانون به آنها داده است را محدود کنیم غیر از آنکه انتقادی لفظی بنماییم؛ متاسفانه در برخی جوامع بلحاظ پیشینه تاریخی دیکتاتورگونه و آثار فرهنگ هایی چون پدرسالاری و عادت کردن به دخالت در امور یکدیگر بنا بر مصلحت اندیشی و از روی دلسوزی و غیره، آزادی و حق انتخاب افراد بدرستی رعایت نمی‌شود؛ به عنوان مثال در فقه نظر اصلی اسلام بر اجازه پدر درباره ازدواج دوشیزه یا دختر باکره کاملا آشکار نیست و برخی فقها آنرا لازم نمی‌دانند؛ و تا آنجا که میدانم قانون فقط اجازه پدر یا جد پدری یا دادگاه را لازم می‌داند؛ با وجود این در برخی از موارد سایر افراد خانواده هم در این مورد برای خود حقی قائلند و در مورد ازدواج دختر تصمیم می‌گیرند و از آن فراتر گاهی برخی افراد جامعه نیز به هم‌صحبتی دختر و پسری باهم در بیرون منزل دخالت می‌کردند و مانع می‌شدند (که امروزه این مورد آخر برطرف شده یا بندرت پیش می‌آید) و حتی خود دخترانی که این زمینه را داغ‌تر می‌کنند و در هنگامه عقد ازدواج برخلاف آزادیی که برای خود قائلند می‌گویند «با اجازه بزرگترها» بله !.

نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386
فهرست مطالب
  •  آيات و روايات:
  • اجباري در دين نيست،  شناخت افراد،  ازدواج موقت.
  •  داستانهايي از تاريخ:
  • بازاري و عابر،  مرد شامي و امام حسين،  شکايت از شوهر،  دوستيي که بريده شد،  اختيار دختر در انتخاب همسر.
  •  اسلام و معيارها:
  • هدف وسيله را توجيه نمي‌کند،  شکنجه،  آيين برتر و هزينه کمتر،  مخالفت با خواسته دشمن،  دروغ و دروغ‌گويي.
  •  ازدواج موقت:
  • چرا ازدواج موقت؟،  انتقادها و پاسخها،  احکام و قوانين،  از نگاه مرتضي مطهري،  اخبار و حوادث،  آمارها.
  •  بحث پاکي و نجاست:
  • دلايل طهارت اهل كتاب،  طهارت يا نجاست مشركان.
  •  بهداشت جنسي:
  • کاندوم چيست؟،  راهنمايي براي انتخابهاي جلوگيري از بارداري،  روش هاي جلوگيري از بارداري،  هشدار: موج سوم ايدز در راه است
    براي هرگونه كپي بخشي از نوشته هاي اين وبلاگ ذکر يکي از منابع آن
    و براي آن بخش که بدون منبع مي‌باشد ذکر آدرس اين وبلاگ لازم و ضروري است.